![]() |
![]() |
|
| حالا برو تنهام بذار/دلتنگيتو بروم نيار/با هر كسي مي خواي بمون/ قصه هاي دروغتو/ براي ديگري بخون!!! |
|
راه هاي دوست پسر آزاري ------------------------------------------------- 2- بهش زنگ بزنين و بگين کسي خونه نيست و دعوتش کنين خونتون ، بعد با دختر همسايه بريد سينما و فيلم دختري با کفشهاي کتاني يا عروس فراري رو ببينيد ------------------------------------------------- 3- تا يه شوخي کوچيک با شما کرد سريعا جبهه بگيرين وباهاش دعوا کنين با کلماتي از قبيل:مگه تو خودت خواهر مادر نداري؟...يا يه همچين چيزايي ،ولي دو تا سه دقيقه بعد خودتون يه جک فجيع يا افتضاح تعريف کنيد و بعدش بشينيد و قيافه بنده خدا رو تماشا کنيد. ------------------------------------------------- 4- آرايش شديد بزنيد و از اين شلواراي خيلي برمودا و از اين پيرهن آستين کوتاها بپوشيد و بريد جلوي بنده خدا رژه بريد و وقتي به شما نزديک شد و به دو سه متري شما رسيد ، سرش داد بزنيد و بعدش بشينيد و زجر کشيدنش رو تماشا کنيد. ------------------------------------------------- 5- عکسهاي دو نفره اي رو که با پسر نوه عمه ي خاله ي پدربزرگ پسر دختر خالتون و يا امثالهم گرفتيد بهش نشون بديد ولي بهش اجازه نديد حتي يه دونه عکس باهاتون بگيره. ------------------------------------------------- 6- موقع تولدش جلوي دوستاش فقط بهش يه شاخه گل هديه بديد و حالشو حسابي بگيريد و (احتمالا بسته به قدرت و توانايي قلبي و شرايط جوي)بشينيد و سکته شو تماشا کنيد و لذت ببريد. ------------------------------------------------- 7- همين که تو ماشين بغل دستش نشستين شروع کنين به عطسه کردن(کردن؟بي ادبيه ، گلاب به روتون ، روم به ديوار ، منظورم زدن بود)و از بو ادکلن چن صد هزار تومنيش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خريده ايراد بگيريد و بهش بگيد که به اين بو حساسيد. ------------------------------------------------- 8-وقتي داره باهاتون حرف مي زنه همين که به جاي حساس حرفاش رسيد بي مقدمه موبايلشو برداريد و به يکي از دوستاتون زنگ بزنيد و چهار ساعت چهل الي چهل و هشت دقيقه با دوستتون حرف بزنيد و اون بدبختو تو کف حرف زدن و تو فکر قبض موبايل بذاريد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بايد خريدارم شوي تا من خريدارت شوم
يه تيم داريم قلقليه! سرخ ، سفيد، سبزيه! داييش داره سه پا ميره! سنش داره بالا ميره! ميرزاپورم هوا ميره! نمي بينه توپ کجا ميره! علي کريميش سوا ميره! اون پاش داره جدا ميره! کعبي داره کجا ميره! لنگش داره بالا ميره... نمي دوني تا کجا ميره تا دهن فيگو ميره! مهدوي کيا بي جون شده! بنزينش ديگه تموم شده! برانکو نگو بلائيه. آدم باصواتيه! اي کاش ايويچ نداشتيم! اي کاش دادکان نداشتيم! اي کاش ماتوپ نداشتيم!!!! اصلاً فوتبال نداشتيم... بابا به ما عيدي نده! يه توپ قلقلي نده
سه جمله ي زيبا : 1) اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي . 2) لذتي که در فراغ هست در وصال نيست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ . 3) آغاز کسي باش که پايان تو باشد
نمیدانم زندگی چیست؟؟ اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام۰ اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم
چاه مکن بهر کسي ، خسته ميشي....ديگ به ديگ چيزي نمي گه....شلوار مرد که دو تا شد ، حال مي کنه....گر صبر کني ، زير پات علف سبز مي شه....صلاح مملکت خويش ، رئيس جمهور داند.....جوجه رو هروقت بشمري جيک جيک مي کنه.....عيسي به کيش خود ، موسي به بندر عباس....کوه به کوه مي رسه ، ميّت رو زمين نمي مونه....آشپز که دوتا شد هيچ کدوم غذا درست نمي کنن....پاتو از گليمت درازتر نکن ، پات دراز مي شه شلوار به پات کوتاه مي شه
پسره از باباش ميپرسه بابا فرق حادثه با بدبختی چیه ؟ میگه پسرم فکر کن ما رفتیم شمال يه موج بزرگ میاد مادر تو ميبره تو دریا، به این میگن حادثه. حالا اگه يکي پیدا شه مادر تو نجات بده بهش میگن بدبختی
گفتگوي ماه و نابينا: نابينا گفت : دوستت دارم ماه گفت تو که منو نمي بيني چطوري دوستم داري نابينا گفت اگه مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم اما الان که نمي بينمت عاشق خودت هستم
آموخت که چگونه گريه کنم امّا گريه به من نياموخت که چگونه زندگي کنم تو نيز به من آموختي که چگونه دوستت بدارم امّا به من نياموختي که چگونه فراموشت کنم
بزرگترين دشمن بشر پوله پول.... هر چي دشمن داري بده به من و خودتو خلاص كن
بچه گربه از مامانش ميپرسه: مامان، باباي من كيه؟ مامانش ميگه: نميدونم عزيزم، من سرم تو سطل آشغال بود!
بيچاره مردا: وقتي به دنيا مي يان همه حال مامانشونو مي پرسن. وقتي ازدواج مي کنن همه مي گن چه عروس خوشگلي. وقتي مي ميرن همه مي گن بيچاره زنش
نظر یادتون نره ها !
تا بعد بدرود
|
|
+ قلم خورده شد در
یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 15:54 بدست آقا مجتبی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره خودم |
زمان ! به من اموخت که :::::
دست دادن معنی رفاقت نیست .... بوسیدن قول با هم ماندن نیست .... و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست .... مجتبی 21سالمه دانشجو فیزیوتراپی عاشق ویولنم از 405نقره ای متنفرم و... My ID : Ashke_by_kasi |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|